×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۲۲ آذر - ۱۳۹۸  
true
false

به گزارش ناب نیوز؛ سمیرا بیاضی زاده خواهر شهید مدافع حرم حجت الاسلام سعید بیاضی زاده در گفتگو با خبرنگار ما؛ در خصوص سیره شخصیتی و اخلاقی برادر شهیدش گفت: سعید نه تنها با خانواده بلکه با همه بسیار مهربان و دلسوز بود و علاقمند بود که هر کار که از دستش بر می آید برای اطرافیان انجام دهد.

وی با اشاره به اینکه شهید بیاضی زاده بسیار خنده رو، خونگرم و شوخ طبع بود، تصریح کرد: با اینکه طلبه بود اما اینگونه نبود که رفتار خشکی داشته باشد و هر جا که می نشست با هر قشری از خانواده مانند قبل از طلبگی برخورد می کرد؛ بسیار شوخ بود و از کارهای خودش تعریف می کرد.

سمیرا بیاضی زاده ادامه داد: حتی در منزل هم پس از طلبگی سعید مانند قبل با ما برخورد داشت و همواره تماس می گرفت و احوالمان را جویا می شد و اگر در خانه بود و من به منزل پدرم می رفتم از کارهایش برایم تعریف می کرد.

سعید آرزوی مادرم را برآورده کرد

خواهر شهید مدافع حرم بیاضی زاده با تأکید بر اینکه سعید بسیار متواضع بود، ابراز کرد: زمانی که از فعالیت خود تعریف می کرد، اینگونه نبود که عنوان کند من چقدر درس خوانده ام، با فامیل و خانواده بسیار صمیمی بود و هیچ کس نمی دانست که برادرم روایتگری و سخنرانی می کند و یا اینکه تا چه اندازه درس خوانده است؛ او نمی خواست خودش را به رخ دیگران بکشد.

وی در خصوص ورود شهید بیاضی زاده به حوزه علمیه اظهار کرد: مادرم بسیار به طلبگی علاقه داشتند و در زمانی که سعید هنوز سن و سالی نداشت به او می گفتند، برادرم می گفت من دوست دارم درس در یک رشته دیگر بخوانم تا سال سوم راهنمائی روحانی مدرسه شان در خصوص حوزه توضیحاتی به آنان داده بود.

سمیرا بیاضی زاده افزود: روحانی مدرسه سعید گفته بود که شاید بتوانید در زمینه های دیگر درس بخوانید و طلبه بود اینگونه نیست که فقط طلبه باشید؛ لذا یک روز که از مدرسه آمد به مادرم گفت که می خواهم شما را به آرزویتان برسانم و مادرم سوال کرده بودند که می خواهی چه کاری را انجام دهی؛ سعید گفته بود که می خواهم طلبه شوم؛ روحانی مدرسه در مورد حوزه و طلبگی صحبت کرده است و من علاقمند شده ام و می توانم کارهای زیادی را انجام دهم.

برادرم دوست داشت هر کاری انجام می دهد والدینم از او راضی باشند

خواهر شهید مدافع حرم بیاضی زاده گفت: زمانی که سعید تصمیم به ورود به حوزه علمیه گرفت آزمون داد و قبول شد و با حضور در حوزه علمیه با شور و علاقه درس می خواند و درسش را زودتر از دوستانش به اتمام رساند و جز نخبگان بود و با علاقه ای که داشت همواره نمراتش در سطح عالی بود.

وی با تأکید بر اینکه برادرم احترام خاصی به پدر و مادر می گذاشت، عنوان کرد: هر کاری را که انجام می داد دوست داشت که آنان راضی باشند و حتی سوریه رفتنش به این صورت بود؛ می گفت تنها کاری که اذن پدر و مادر نمی خواهد جهاد است، اما من می خواهم که پدر و مادرم راضی باشند و با آیات قرآن و روایات به گونه ای قانعشان کرده بود که زمانی می خواست برود والدینم واقعا راضی بودند.

سمیرا بیاضی زاده اظهار کرد: سعید هر ساله برای پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه السلام اقدام می کرد و در اربعین سال ۱۳۹۴ پدر و مادرم  و تعدادی از دوستان و آشنایان قرار شد به این سفر بروند که  سعید سرپرستی کاروان را قبول کرده بود؛ شب که اتوبوس به منظور زدن گازوئیل به بیراهه رفته بود، همه ترسیده بودند و برادرم به زبان عربی با راننده عرب زبان صحبت می کرد و کسی متوجه نمی شد که آن دو چه می گفتند و همه دلهره داشتند.

توصیه شهید بیاضی زاده به خواهرش

وی ادامه داد: بعد از آنکه رسیدند سعید به آنان چیزی نمی گوید و در راه برگشت به همراهان عنوان می کند؛ این راهی که شما رفتید با آنکه می دانستید امنیت وجود دارد، اما همه دلهره داشتید؛ فکر کنید این همان راهی بوده است که حضرت زینب سلام الله علیها را به اسارت بردند؛ همه دوستان و آشنایان تحت تأثیر حرف های برادرم قرار گرفته بودند.

خواهر شهید مدافع حرم بیاضی زاده افزود: سعید گفته بود که همواره فکر آسایش خودتان نباشید در این موقعیت ها که قرار می گیرید فکر کنید که ائمه علیه السلام اگر بودند چه کاری انجام می دادند؛ این جوری دلتان آرام تر می شود و می توانید آن شرایط را درک کنید.

سمیرا بیاضی زاده با بیان اینکه برادرم همواره به ما تأکید داشتند که مادیات اهمیت ندهید، تصریح کرد: سعید می گفت دلتان را به دنیا نبندید، آدمی باید خوب زندگی کند و خودش هم زمانی که پول داشت خرج می کرد، بردارم به فکر آینده اش بود، اما خیلی اهل پس انداز کردن نبود و به طور کلی دلنگران مسائلی که ما همیشه هستیم نبود؛ سعید می گفت خدا بزرگ است و فکر مادیات را نکنید.

علاقه و احترام خاص شهید بیاضی زاده به ولایت فقیه و رهبری

وی با تأکید بر اینکه برادرم احترام و علاقه خاصی برای ولایت فقیه قائل بود، اظهار کرد: در آخرین سفر قبل از شهادتش در خصوص شهادت خیلی با دوستان طلبه اش صحبت کرده بود و گفته بود که اگر من شهید بشوم، شما که طلبه هستید باید به مردم بگویید که پیرو ولایت فقیه باشند و ولایت فقیه را تنها نگذارند. برادرم گفته بود، اینکه ما می رویم چون مقام معظم رهبری از ما خواسته اند و شما که هستید پشت ولایت فقیه را خالی نکنید.

سمیرا بیاضی زاده با اشاره به اینکه برادرم بسیار اهل مطالعه بود، عنوان کرد: هم اکنون در منزل کتابخانه ای از کتب مورد مطالعه شهید درست کرده ایم، همچنین سعید در پایان هفته ورزش هم می کردند اما اینگونه نبود که به صورت حرفه ای فعالیت کنند؛ چرا که تمام زمان خود را در راستای روایتگری، راهیان نور و اردوهای جهادی صرف می کرد.

خواهر شهید مدافع حرم بیاضی زاده در خصوص نحوه شهادت برادرش اظهار کرد: سعید عصر پنجشنبه یازدهم محرم شهید شد؛ برادرم در مکانی که شب آنجا بود باید به جای دیگری همراه با دو نفر از همراهانشان می رفتند.

قسمت بود ماشین سعید و همراهانش در درگیری قرار گیرد

وی افزود: اینگونه که همراهان برادرم تعریف کردند؛ به دلیل اینکه سعید قبلا این مسیر را نرفته بود با هم رفته بودند که او را برسانند، در مسیر به آنان اعلام می کنند که در مسیر درگیری است و جای دیگری بروند؛ اما سعید خیلی اصرار داشت که به کمک بچه ها بروند.

سمیرا بیاضی زاده ادامه داد: همراهان سعید به او گفته بودند که نمی توانند پیش دوستانشان بروند و به جای امن دیگری رفته اند و در مسیر جدید که می روند در آنجا هم درگیری بوده است و انگار قسمتشان این بوده که به درگیری برسند و سعید با راننده از این درگیری به سرعت رد می شود و به آنان تیر اندازی می کنند اما از درگیری رد می شوند و دشمن زمانی که می بینند ماشین از درگیری رد شده است با خمپاره ماشین را مورد هدف قرار می دهند که کنار ماشین اصابت می کند.

خواهر شهید مدافع حرم بیاضی زاده گفت: ترکش به پشت سر سعید اصابت می کند و به درجه شهادت نائل می شود؛ خبر شهادت برادرم صبح جمعه در سایت های خبری آمده بود و دوستان برادرم با همسر تماس گرفته بودند تا اینکه عصر جمعه زمانی که دیدیم برادرم با همسرم در کوچه صحبت و گریه می کنند از شهادت سعید با خبر شدم.

وی با اشاره به اینکه تنها کسی که از شهادت سعید خبر دار نبود مادرم بود، ابراز کرد: می دانستیم که شنیدن خبر شهادت سعید برای مادرم بسیار سخت است، صبح شنبه به مامان گفتیم که پای سعید تیر خورده است و باید برای دیدنش به تهران برویم.

سمیرا بیاضی زاده در پایان خاطر نشان کرد: مامانم می دانست اما نمی خواست شهادت سعید را باور کند و خودمان هم تا لحظه ای که سعید را دیدیم باور نمی کردیم که این اتفاق برای او افتاده است.

انتهای پیام/م

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true